جستجو

نشست اول: دیدگاه انتقادی به مفهوم و فرآیند در آمایش سرزمین

نخستین جلسه سلسله نشست‌ها با حضور جناب آقای دکتر افشین دانه کار، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و جناب آقای مهندس حسین آرامی، رئيس سابق امور آمايش و توسعه منطقه‌اي معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس‌جمهوری برگزار شد.

دکتر افشین دانه کار در این نشست به تحليل انتقادي مفهوم و رويكرد آمايش سرزمين در ايران از دیدگاه نظری پرداختند. ابتدا در سه سطح به مسایلی که در سطح فراملی، سرزمینی و ملی و منطقه‌ای و درون منطقه‌ای باید به آن‌ها پرداخته شود اشاره داشتند. در سطح فراملی مواجهه با پدیده نظم نوین جهانی و بسته‌های فرهنگی در عصر نولیبرالیسم، گروه‌بندی‌های بین‌المللی و سهم‌خواهی کشورهای منطقه، منابع منحصر به فرد سرزمینی از قبیل نفت و گاز، موقعیت ژئوپلتیک و روندهای محیط زیستی از جمله چالش‌ها و موضوعات قابل پرداختن است. در سطح ملی عوامل متعددی وجود دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به وجود دستگاه‌های موازی و نگاه غیر ملی و دستگاهی به آمایش؛ وجود دوگانه هایی همچون تساویتعادل؛ عدالتتوسعه؛ هدفمشکل؛ محیط زیستاقتصاد؛ پدیده تمرکز و امثال آن اشاره کرد. چالش‌های سطح منطقه و درون منطقه ای همچون جایگاه حکومت‌های محلی، بارگذاری‌های منطقه، توزیع امکانات، تخصص‌های منطقه، توانمند سازی جوامع محلی و اثرات جانبی فعالیت‌های ملی بر جامعه میزبان نیز از دسته عوامل دیگر مورد اشاره توسط دکتر دانه کار بودند. در ادامه ایشان به سواالت و ابهامات اصلی اشاره کردند که مجموعه مطالعات آمایش سرزمین باید به آن پاسخ دهد. تحقق چشم انداز بلندمدت کشور، تحلیل وضعیت کنونی و آینده منطقه پیرامون ایران، میزان جمعیت پذیری کشور در بلندمدت متناسب با منابع کشور، چگونگی بازآرایی سازمان فضایی و نظام فعالیت‌ها در برابر بحران آب، راهکارهای فعال سازی ظرفیت های مغفول مانده سرزمین، توسعه پایدار و متوازن قلمروهای سرزمینی، راهکارهای ایفای نقش موثر کشور در منطقه آسیای جنوب غربی از آن جمله اند. از دید دکتر افشین دانه کار، اصلی ترین مسوولیت‌های سند ملی آمایش بستر سازی برای عملیاتی شدن طرح آمایش سرزمین بعد از 40 سال متوقف ماندن آن است. ضمنا تالش جدی برای هماهنگ‌سازی ادراک و تلقی‌های تخصصی دست اندرکاران طرح‌های آمایش از ضروریات این زمان به شمار می‌رود. اصالح نتایج مطالعات آمایش استانی و انتخاب مقاطع مناسب برای به‌هنگام کردن مطالعات و نیز توجه جدی به یکپارچه سازی برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه استانی از دیگر مسوولیت های سند ملی آمایش به شمار می رود که الزم است در سطوح گوناگون علمی و اجرایی به آن پرداخته شود. در انتها ایشان به الزامات سند آمایش ملی و ارائه مدلی مفهومی برای تدوین سند ملی آمایش اشاره کردند.

مهندس حسین آرامی سخنران دوم نشست ابتدا با اشاره به تجارب ایران در حوزه تدوین اسناد آمایش از دهه 50 شمسی به بعد و طی سال های انقالب، به تجارب خود در دولت های مختلف در مواجهه با موضوع آمایش سرزمین پرداختند و نقاط قوت و ضعف هر دوره را برشمردند. در این مرور تجارب، نگاه مفهومی و جایگاه تشکیالتی آمایش مورد مداقه قرار گرفت. پس از آن آسیب شناسی محتوایی آمایش سرزمین به صورت کلی به مواردی همچون سردرگمی و ابهام در مفهوم، رسالت و انتظارات از آمایش سرزمین و برداشت‌های متفاوت از آن، کل گرایی و آرمان خواهی در عین ورود به مسائل جزیی، خالء وجود نظریه پایه توسعه ملی و فقدان پشتوانه آموزشی و پژوهشی اشاره شد. از منظر نهادی مشخص نبودن جایگاه آمایش در نظام برنامه‌ریزی، نبود نهاد اجرایی با اختیار و مسوولیت مشخص آمایش، تمرکز گرایی نظام اداری و سیاسی، فقدان پایش و نظارت، فقدان نهادهای منطقه ای، فقدان چارچوب قانونی مشخص سیاست گذاری و برنامه ریزی و ناتوانی قوانین و مقررات مبتنی بر نظام بخشی در پرداختن به موضوع آمایش به عنوان مهم‌ترین آسیب‌های موجود در این حوزه معرفی شدند و در نهایت با پرداخت از منظر فرایندی به آسیب‌شناسی آمایش به مواردی همچون یکپارچه نبودن نظام برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه در کشور، بلندمدت بودن ماهیت آمایش سرزمین و کوتاه بودن دوره‌های مدیریتی در کشور ابهام در سبک و سطح رابطه افقی و عمودی نهادهای ملی، منطق‌های و محلی، تعدد، ناهماهنگی و تداخل وظایف نهادهای سیاستگذار و تصمیم‌گیر، محدود کردن آمایش سرزمین به افق‌های زمانی کوتاه و میان مدت و سیاستگذاری در قالب برنامه‌های 5 ساله و فشارهای سیاسی جهت اجرای طرح ها و پروژه های فاقد توجیهات اقتصادی و فنی بر خالف توصیه‌های آمایشی اشاره شد. ایشان در ادامه با توجه به مسایل و چالش هایی که پیش از این ذکر کردند، به موضوع الزامات تحقق رویکرد آمایش در کشور پرداختند. نهادینه شدن ضرورت آمایش در بین برنامه‌ریزان و تصمیم گیران و نهادهای کشور، تعیین انتظارات از و رسالت آمایش سرزمین در ایران توسط شورایعالی آمایش سرزمین، لزوم تدوین یک نظریه پایه توسعه ملی مشخص، تمرکززدایی از نظام برنامه ریزی، تاسیس نهادی مستقل به عنوان نهاد تخصصی آمایش سرزمین، استقرار نظام یکپارچه برنامه ریزی و مدیریت توسعه سرزمین، هویت بخشی به نهادهای منطقه ای با شرح وظایف و ساز و کار مشخص، بسترسازی حقوقی و قانونی و تصویب نکات کلیدی مستخرج از مطالعات آمایش سرزمین به عنوان قانون، طراحی ساز و کار اجرا و نظارت آمایش، برقراری ارتباط بین آمایش و برنامه‌های پنجساله و بودجه های سالیانه، تعیین سازوکارهای تشویق بخش غیردولتی به رعایت جهت‌گیری‌های آمایشی و در نهایت تقویت مراکز آموزشی و پژوهشی به منظور تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزه آمایش سرزمین از جمله اهم این الزامات هستند.