مشکل مهم در مسئله آمایش سرزمین و آینده آن، این است که صرفا بازیگرانی را در نظر گرفتهایم که در صحنه بصورت صحیح و سالم قرار گرفته اند؛ اینها نخبگان متن هستند، نخبگان حواشی مثل بیکاران، اقلیتها، زنان و … دیده نمیشوند و اهداف آنها در نظر گرفته نمی شود. با انقلاب و ساختار جدید خودمان را از اینکه بفهمیم مردم چه میخواهند بی نیاز دیدیم و تصور کردیم که میدانیم چه میخواهند؛ چرا دولت و یا حتی برنامهریزان ما خودشان را دانای کل میدانستند؟! وقتی بناست جامعه محور به مسائل آمایش و یا دولت بپردازیم، باید توجه کنیم که ما چه جامعه ای هستیم؛ ما یک جامعه متکثر هستیم. در الگوی جامعهمحور اعم از آمایش و یا برنامهریزی و سیاستگذاری، باید به این تنوع جامعه توجه کنیم؛ و خود جامعه باید خودش را به ما معرفی کند. باید برگردیم به الگویی از آمایش و یا برنامهریزی که گویا از دور افتادهترین روستاها تا سطح ملی و بینالمللی کانون صحبت ما هستند. باید برگردیم به الگوهای جامعه محور، و حتی دولت را بر اساس همان جامعهمحوری تعریف کنیم. هم به لحاظ سطح برنامهریزی باید کمی پایینتر برویم و هم به لحاظ نیروی انسانی باید کمی نگاهمان را عوض کنیم. ما نخبگان خوبی داریم اما با وضعیت موجود دچار فرسایش انگیزه شده اند. حوزه های مسائل را نباید بیش از اندازه کلان تعریف کرد و باید اجازه داد مردم در سطح محلی به مسائل خودشان بپردازند و مقداری از دولتمحوری فاصله بگیریم.
دکتر دلاوری/ سخنران سلسله نشستهای آمایش سرزمین