احداث پاتوقهای محلی، تلاشی برای بازآفريني روح زندگي جمعي در شهر و کوششي در جهت تداوم حس تعلق شهروندان بوده که برای تحقق اهداف خود نیازمند سیاستها و راهبردهای نوینی است که لازم در پرتو اقتضائات شهری و محلی طراحی و به کارگیری شود. در پروژه های توسعه شهری لازم است بر شهروند و صدا و حضورش تمرکز شود؛ به تصویر کشیدن شهروندان، نه به عنوان قربانیانی که با دولت به لابی می پردازند، بلکه به عنوان شرکت کنندگانی که در رشد خود و جامعهشان سهیم هستند. در حقیقت شهروندان باید به صورت کسانی دیده شوند که در شبکهای از ارتباطات ارزشمند با جامعه خود مشغول به کارند و شاید هم توسط خدمات دولتی حمایت میشوند. اما نه به عنوان مراجعینی منزوی که برنامههایی تجویزی را از شخصی حرفهای و برگزیده دریافت می کنند.
از بزرگترین چالشهای همراه کردن مردم، سازماندهی افرادی است که الزاما خود را یک گروه نمیدانند. اولین گام برای درگیر کردن عموم، بهره بردن از یک هویت یا منفعت مشترک است. به این منظور در مواجهه با افراد که پیچیده بوده و دارای هویت چندگانه اند، بر منفعتی مشترک که جامعه خود از آن آگاه است، تکیه شود. علاوه بر تکیه بر منفعت مشترک، راههای دیگری نیز برای افزایش مشارکت وجود دارد از جمله دستیابی به اعتماد و تعهد، تبدیل تغییرات به به چیزی ملموس و آشنا، رشد یک جنبش، بهره بردن از رسانههای اجتماعی برای تغییر، افزایش قدرت انتخاب و حل کردن شکاف انتظارات.
اقدامات سیاستگذاران و برنامهریزان شهری میتواند در دستههای مختلفی همچون تنظیمگری و تسهیلگری، قانونگذاری، مشروعیت بخشی و امثال آن جای گیرد و متناسب با دستههای مختلف ذینفعان، منافع و چالشهای آنان، میزان بلوغ طرفین در مواجهه با مساله مشارکت، مراحل تغییر، سطح مشکلات و چالشها (خرد، میانی، کلان) و پارامترهای بسیار دیگری تنظیم و تدوین شود.